مثل يک نگاه خيره و لجوج

درِ اتاقم را که بستم، دیدم ریز، با مداد و با خط بچه‌گانه‌ای، پشت در نوشته‌اند: police. نمی‌دانم بچه‌ی صاحبخانه قبلی نوشته یا کی. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

حالا این روزها در را که می‌بندم، مدام حس می‌کنم که police دارد نگاهم می‌کند.

/ 9 نظر / 11 بازدید
سمانه

يه حس بد و خوفناک تو دلم افتاد!

وحید

والا چه عرض کنم ؟! " دخترک توی هواپیما / که سرش را چرخاند / تا به من نگاه کند " همین اومد توی ذهنم !

وحید

عجب ! دوستان و آشنایان برگشتن !!!

دوره گرد

من ياد ميرا افتادم از اون پست خوشگلات بود.شاید چون به نظرم اومد که به ميرا ربط داره، يا شايد به اين خاطر که خوب می فهمم چی می گی

محسن پورسعيد

سلام خانم ستوده . روز زن رو به شما تبريک می گم .خوشحال ميشم اگه به وبلاگ من سری بزنين و راهنمائی کنين منو. اگه ميشه من رو به قسمت دوستان خود اضافه کنين.راستی مبارکه انشاءالله خوشبخت باشين.

سميه

مباركه بانو. بالاخره اين كناره رو درست كردي. دست سازنده درد نكنه. بالاخره همجواري با يك اينترنت باز پشيمان بايد يه مزايايي داشته باشه.